خرید بک لینک

سال پشت سال ، ماه بعد ماه

هی میاد و میره

گذشت گذشته ها ، عقب نگاه نکن

الان دیگه دیره

این روزا عین بادکنک زیر شاخه ی درخت گیر کردم

باد میزنه بالا میرم و هی دور خودم میگردم

بی قراره قرارم و آروم نمیشم

یکی از راه رسید، خیلی راحت زده نیشم

رودخانه ام اگر خشکم کرد

رو بهش کردم اگر پشتم کرد

کاری کرد خودم را فراموش کنم

آتشم زد جوری که از خجالت همه را خاموش کنم

آفتابی بودم اگر مرا سردم کرد

عشقم را گرفت و مرا تردم کرد

اگر زوج بودم مرا فردم کرد

خالی بودم ولی مملو از دردم کرد

گذشت ...

مزدم را حالا گرفتم

تمام مدت سرم را بالا گرفتم

حتما با خودش گفت عشق دادم کالا گفتم

هیچ وقت عاشق نشد....

عشق مرا لایق نشد....

زمین جای ایستادن استـــــــ

می ایستم

آسمان میخواهد با من عشق را آغاز کنی

اما بالت که شکست

سخت میتوانی پرواز کنی...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل صفری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 23:01

صفحه بندی